مَن...

🍃Let the my Get up again

17

خب، یه شروع دیگه ... 
چقدر امروز حالو هوام خوبه ؟ میپرسی چرا ؟ بت میگم. 
اول و مهم تر از همه اینکه صبح بیدار شدم و بید بید لرزان لرزان بدون توجه به موقعیت های اطرافم دوییدم توی حموم و یه دوش اساسی گرفتم و بازم بید بید کنان حوله رو پوشیدم و بعدم جلوی ایینه کمد وایستادمو خودمو نگاه کردم تا بببینم چیزی از زیبایی هام کم نشده باشه یوقت خدایی نکرده :)))) 
و توی فکر این بودم چرا رنگ اون پیرهن خوشگلم که روش نوشته پـَقیس (پاریس) ( ما میگیم پقی شما بگو پاریس، من در فرانس تحصیل کردم لهجه م تغییر کرده :) ) یهویی تغییر کاربری داده! 
بعدم به خاطر اینکه من مقصر بودم توی تغییر رنگش، خودمو لعنت میکردم! 
خلاصه... 
دوییدم به سمت تلویزیون و کنترلو برداشتمو زدم شبکه 3 تا سریال مورد علاقمو دلدادگان ببینم  و متاسفانه با حالا خورشید روبرو شدم و دوباره خاموشش کردم! صدای رادیو توی سکوت خونه جلب توجه کرد.
به جابر دیشب گفتم صبحا که داری میری مدرسه و من خوابمو به قول خودت دلت نمیاد بیدارم کنی حداقل رادیومو روشن کن تا باصدای اون بیدار شم و صبحا از تنهایی و سکوت خونه نترسم!
خرامان خرامان به سمت رادیو اومدم توی اشپزخونه، کتری رو برداشتم و توشو پر از اب کردم تا یه دمنوشی کافی چیزی بخورم. 
که یکدفعه خانوم مُرجی (!) گفت به به ! عجب هواییه امروز! چه بارونی! به به! 
یعنی این بشر که توی استدیو داره حرف میزنه به این فکر نمیکنه که یه عشق بارون توی این ور دنیا فوری گوشاش تیز میشه و پرده رو کنار میزنه و فقط تنها چیزی که از لذت اوشون نصیبش میشه یه هوای نیمه ابریه که امیدی ام به بارونش نیست؟؟؟ 
و بعد عصبانی کتری رو محکم میکوبه روی گاز! (الان به این فکر میکنم موقعی که رفتم و این گاز صفحه ای رو بگیریم و انتخاب من و دلبر جان شیشه ای بود و مامان گفت اصلا!! ببر پسش بده و استیلشو بخر، حتما خیلی خوب به خلقیات دخترش اشنا بوده وگرنه الان باید به عنوان سر جاهازی یه گاز دیگه تقدیمم میکرد!!!)
توی همین فکرا غوطه ور شده بودم که یادم اومد دیشب مادرشوهرجان و خواهرشوهر جان عزیز رو دعوت کردم دوشنبه به خونه ما بیان و کوفته تبریزی میل کنن!
البته یه سوپرایز دیگه ام براشون دارم، میخوام ته چین مرغ هم درست کنم ;) خانواده همسر کشون راه انداختم!!! :)))
خلاصه میهمان دارم چه میهمانانی!!!! 
امروزم کلی کار دار م! هر چند که مطمئنا الان تا یکی دوساعت دنبال فیلم جدید توی سایت های ایرانی و خارجی میگردم و ازون دونه درشتاشو چندتا دانلود میکنم و قید کارارو میزنم اما همین که مثله خامونای خیلی کدبانو هی بگم کلی کار دارم انگار خلیی با کلاسه! :))))
برم و اگر فرصت کردم برمیگردمو بقیه حرفامو میگم 
رَواق
آخرین مطالب