مَن...

🍃Let the my Get up again

34

امروز خداروشکر خیلی روز خوبی بود...
بعدازخونه ما و خوردن اون ناهار بقول همسرجان محشرالعاده (مخلوطی از محشر و فوق العاده 😄) رفتیم خونه عزیز. مدت ها بود ندیده بودمش. بهم یه پارچه خیلی خوشگل داد و خیلی خوشحال شد که رفتیم دیدنش.
بعدم کلی باابجی چرخیدیم و ازگرونی نالیدیمو خرید کردیم.
امشبم همسرعزیزترازجان رو در خونه تنها گذاشتم و به اصرارابجی اینجا (خونه پدری) پیشش موندم.
رَواق
آخرین مطالب