مَن...

🍃Let the my Get up again

33

دیشب این موقعها با سید زهرا بالا پشت بوم خونم، توی دل شب داشتیم چایی داغ میخوردیم و خاطره تعریف میکردیم...
عجب شبی بود !


پ.ن
اولین شبی که باسید زهرا صبح شد..
کمی از من:
یک شهر دلش رفت که من دل به تو بستم
من امدم از تو بنویسم که دلم رفت...!