مَن...

🍃Let the my Get up again

64

( sunsoring).... امشب اما مثله بقیه شبا یی که بیدارمو تو خوابت میبره ، دستت زیر گوشمه تکون که میخورم، گوشوارمو توی ناخودآگاههت محکم میگیری...
مثله بچه کوچولوهایی که انگشت مامانشونو تو خواب گاهی محکم تر میگیرن

62

جمعه ها ی دوستداشتنیه ما...
از هفته دیگه دانشگاه فرهنگیان کلاساش شروع میشه و جابر میره... اونم سه شبانه روز!!!
من دق میکنم...

60

http://bayanbox.ir/view/56205236964470/20181108-074912.jpg

دلبر جان مریضه و از شدت سرما برخود میپیچد!

من، پرستاری بی تجربه!! بمیرم براش 😵😭

همیشه من مریض بودم و اون بهترین پرستار دنیا بود...


#دوستداشتنی_ترین_مرد_روی_زمین 

49

خب، اینکه چرا با تمام خستگی تا ساعت یکوخورده شب بیدارم دلیلش دربه دری برای خرید کادو برای همسرهست.
دلیل:
اول اینکه امسال چون دستم خالی بود و نتونستم اون کادویی که در نظرم بود رو برای همسر بگیرم بخاطر همین کیک و شام تولد دلبرجان رو فقط تونستم تقبل کنم و خبری از آیپد نبود!!!! و تولدش بدون کادو موند! چون قصد داشتم براش یه گوشی یا تبلت خفن بخرم! و البته پولم نرسید. و تاامروز درگیر این سایت و اون سایت بودم تابلکه فرجی بشه منتهی نشد وبدتر شد! همه چیز گرونتر از چیزی شده که فکرشو کنی! و آمااااا دلیل دوم،
همسرجان امسال دومین نفر توی کل استان رتبه دبیری رو در آموزش و پرورش کسب کرده، و رسما یک معلم نمونه شده، و انشاالله بعداز دوره سال بعد، استخدام میشه.( آقامون باهوشه😍😎)
هرچند سال‌های پیش جز نفرات اول بود امابدلیل پارتی بازیه دیگران نتونست وارد بشه ودر نهایت انصراف داد.
سال های پیش هدایاهام پر بار تر بودن انگار، خب اون موقع انقدر گرونی نبود البته. سال اول براش تولد گرفتم، و عجیب شگفت زده شد، کادوشم یه پیرهن بودو یه کتاب مولانا.
سالگرد عقدمون توی خونه خودمون بودیم چون زود عروسی کردیم، یه پرینتر لیزری اچ پی با قابلیت کنترل از راه دور وای فای، گرفتم براش، فکرکنم الان بالای یکوپونصد باشه.
بعد همون سال تولدش براش یه هارد اکسترنال یه ترا گرفتم اونم باز نزدیک یه تومن، بعد شب یلدا سال اولمون که عروسی کردیم یه ادکلن براش گرفتم که البته در همه حالت هم‌سر در جواب کادوها ساکت ننشست البته! 😅 بسیار شرمندمون کرد... که حالا در ادامه میگم.
بعد سالگرد عروسیمون که سال دوم بود براش یه فلش 32 ضده همه چیز خریدم 😁 خلاصه تو اینو زیر پات خوردم کنی باز قابلیت استفاده داره 🤣
بعد سالروز عقدو تولدشم چون نزدیک به هم بود براش یه پاور بانک 20000 خریدم، حالا امسال تولد همسر و کادوی معلمیش رو الان در حال سفارش هستم، یک هندزفری بلوتوث جبرا، که چون خیلی با موبایل حرف میزنه 😭خیلی زنگخور داره 😱😭 با همراه یه صندوقچه منبت کاری شده به عنوان جاش، و یک قلم منبت کاری شده پرنده هدهد، ویک کتاب با عنوان من یک معلم هستم.
البته فردا قراره همشو سفارش بدم چون‌ کارتم الان اینجانیست.
لازم به ذکره که تمامی هدایا از دیجی کالا خریداری میشن.
حالا یه پستم از کادوهای همسر میذارم بعدا در ادامه.
پ. ن
فقط امیدوارم خوشش بیاد ازشون...

39

بازم شب...
بازم یروز دیگه گذشت!
چشمامو بستم، دستاتو گرفتم شروع کردم به خوندن سوره واقعه...
چشاتو بستی و بعد باز کردی و زل زدی به چشمای بستم!
بین آیه ها گم شدم و خندیدم، برگشتم طرفت و دیدم داری با لبخند نگام میکنی...
تو چشمات داشتی میگفتی چجوری و کی این آیه هارو حفظ کرده؟!
بلند خندیدم چون توی سکوت لبخندت حرفتو خوندم.
دستای یخمو گرفتی و بوسشون کردی، بعدم باارامش خاصی گفتی: تو وقتی میخونی انگار من دارم میخونم..
وقتی باهات حرف می زنم انگار که باخودم دارم حرف می زنم، و...
کی شدی همه وجود من؟
ساکت بودمو فقط نگات کردم، گفتم چرا ه وقت میخوام برات سوره هایی که از حفظم روبخونم گم می شم بین آیه ها؟؟
خندیدی...
بعدم با یه ذوق و شیطنت گفتم یس ام بلدم ها بذار بخونم!
گفتی بخون و چشماتو بستی..
و
امشب هم گذشت عزیزه نازنین!

13

میگن بچه های کوچولو وقتی خوابنو توی خواب میخندن یعنی دارن توی خواب با فرشته ها حرف میزنن!
من به تو چی بگم اخه پسر کوچولویه با مزه من که دیگه وقته باباشدنتو باز توی خواب میخندی😃
نکنه داری فرشته و حوری میبینی😡👼
خداکنه داشته باشی خواب منو ببینی...☹😭
رَواق
آخرین مطالب