مَن...

🍃Let the my Get up again

79

از خواب بیدار شدم ...
روی مبل گوشی بدست خوابم برده بود یه نگاه کردم به سوتوکوری خونه و یادم افتاد که مثلا میخواستم برم نماز اما جابر تا دیده بود خوابم ظاهرا بیدارم نکرده بود. بلند شدمو ساعتو نگاه کردم نیم ساعتی از اذان گذشته بود.
تند تند تلفنو برداشتم زنگ زدم مطب دکتر تا نوبت بگیرم!
سرم خیلی درد میکرد وضو گرفتم تا نمازمو بخونم و حین همین کار کتری رو گذاشتم روی گاز تا شاید چایی حالمو بهتر کنه.
تلویزیونو روشن کردم و زدم شبکه ای فیلم. نمازمو خوندم و رفتم سراغ ظرفای ناهار، شروع کردم به شستن، یه قابلمه میشستم و یه عطسه میکردم 😑
صبح که از حموم اومدم و بدو بدو رفتم بیرون فکر میکردم سرانجامش این عطسه ها و این سردردعصر باشه ...
چقدر هوس سوپ کردم 😥

78

میگه میشینم به مصطفی(پسردایی گرام،همسرش) میگم این فلان فلان شده اگه بجای نشستن گوشه خونه میومد دفتر ما کار میکرد اونوقت این سیما برای ما مدیر بازی در نمیاورد!!
بسه دیگه اااه 😠
من:🤓😟☹
بنظرتون من چیکنم الاااان؟؟؟؟ همه از دست ما شاکی ان!😑

پ.ن
میگه پس قبول داری که اگه سیما سال ۹۳این کارارو باهات نمیکرد الان شاید همه چیز فرق کرده بود؟
گفتم؛ نمیدونم شاید... ولی من همه تلاشمو کردم اما اونی نشد که دلم بود، پس حتما قسمت اینه.
میگه: چرا همیشه یه سری دشمنه کله گنده توی زندگی توان اخه؟؟؟
میگم: نمیدونم...😔

77

میهمان داریم چه میهمانی😂
خاله دختر😉

76

بعله بعله از اتاق فرمان اشاره میکنن که پسردایی به دنیا اومد... به به قدم نو رسیده مبارک .
#از بهمنیا خوشم نمیاد😐

75

خدااایاااا چقدر این کاتیوشا باحاله🤣🤣🤣🤣
دارم ریسه میرم کله سحری!🤣🤣🤣
البته هنوز به اخر فیلم نرسیدم 😆🤔🤔🤔
این هادی حجازی معرکه ست!🙄

74

200 تا گردو خریدم ، ۱۷۰ تومن ! ما داریم به کجا میریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟🤔🤔🤔

73

به نظر شما خونه ما چه رنگیه ؟🤔 

عکس دوم👇👇👇👇

دریافت

ا

اشپزخونه دلنوازم😙


پ.ن

اخه کی مینونه این خونه خوشگلو از من بگیره تو کل دنیا؟؟؟😏 

پ.ن۲

حس خوب 

بوی خوب 

تمیزی

و از همه بهتر کل روز چتر شدن خونه مادرشوهر 😝

پ.ن ۳

حالا اگه گفتین جای چیا عوض شده؟؟😉

72

ساعت دو بامداد، ما بیداریم شما چطور؟؟؟
بعد از یک هفته مداوم مهمان داری تمام دکور خونه رو بهم میریزی و کلی ظرف وایتکس، و کلی لباس برای شستشو داری‌
رادیو داره قصه شبو میگه و من اواسط کارم.
ساعت ۷ صبح پاشدم و الان نزدیک ۲ صبح که همچنان مشغولم‌...
خونه بوی شوینده و تاید خوشبو میده😋
به به...
خوشبحال جابر، راحت خوابیده و صبح که بیدار میشه خونه برق میزنه از تمیزی...
بوی لباسای شسته شده و خونه ای که ذره ای کثیفی نداره!
چقدر لذت میبره...!
اروم میشه و با خیال راحت میره سر کار. 🤗 البته اون موقع من خوابم و اوشون به حال بنده حسرت میخوره😉

پ.ن
باز ثبت نام دانشگاه ها شروع شده و ماجرای ماهم همچنان...! 😭

71

ما حدسمون اینه که حالا تا ۶ماه اینده حدااااقل همینجا هستیم!!!

70

فکرکن، صبح جمعه پاشی، با کلی کار، حموم، کلی لباس برای شستن و همه و همه بعد یهو ببینی اب نداری!!!!
حالم دیگه از خ تهران بهم میخوره! اه!

#اینساید_هوم_پدرشوهربرای رفع حاجات!😐😕

69

میدونی تصور من از گذشته م چیه ؟؟؟ روزهای رویایی که توی اون سالا برای خودم ساختم اما توی اون لحظه گاها شیرین نبودن شاید... 

مثل این روزا که مطمینم روزی حسرتشونو میخورم... پس در من گذشته ای وجود نداره! عشق با همه تب و تابش شاید این روزاست که داره خودشو بهم نشون میده... 

من میخوام از صفر شروع کنم و میتونم‌ 

مطمینا شعار نیست چون تا به امروز هزاااران بار این کارو انجام دادم اما توی چند سال اخیر ترس از تغییر و مقاومت درونم اجازه به هیچی نمیداد... 

من میخوام و میتونم...

68

67

بزنم دهنشو پر خون کنم ؟؟؟؟
#شعار!

66

امدیم قم...
قم جان! تو تصور کن با حلما توی قم چطور میشه زیارت کرد؟؟؟؟؟؟
فعلا همسر رفته صبونه بگیره

65

این اینستاگرام من اصلا قاطی کرده !!!!! هیچ گونه دایرکتی برام نمیاد مگراینکه کلا اتفاقی برم بیرون از برنامه و یبار دیگه وارد بشم...

پ.ن
نه نمیکشمت قهرمان 😅! میزنم کتلتت میکنم بجاش! 😝 یوهاهاهاها

62

چرا همه ادما وقتی بهشون با پیام و ایمیل و چت و ...حرف میزنم فکر میکنن ازشون طلبکارم ؟؟؟ یا ناراحتم و با حدق و کینه حرف میزنم ؟؟؟
یعنی تلخی مریضیه مصریه این دوران بوده...

تلخ شدم...

61

#story me

57

چند روز پیش تصمیم گرفتم این وبلاگو کلا حذف کنم اما انقدر انتقال مطالبش دشوار بود که ترجیح دادم اول این کارو کنم بعد برم سراغ ادرس وب جدید.

 یکی دوروز کلا ذهنم درگیر بود... از بس به اینجا وابسته ام که حتی نمیتونم تحت هیچ شرایطی قیدشو بزنم... 

نمیدونم بارها به هزار و یک دلیل تصمیم به این کارگرفتم اما نشد! 

بااین که چندروز پیش همه وصیتامو کردمو دیگه هیچ سنگینی روی قلبم نیست اما اینبار میخوام اینجا رو جور دیگه ای شروع کنم. حالا وقته برگشتن به خوده خودمه، حالا که خیالم راحته حرفای تموم اینهمه سالی رو که گذشت تا یه حدودی تونستم به یه نفر منتقل کنم.. هرچند که حرفای سال های ۹۲تا ۹۵(یجورایی شیرین ترین مهم ترین و سخت ترین سال های زندگیم) باز موند اما اونا انقدر شخصی بودن که همون سال ها خدا ازم تحویلشون گرفت. و از سال ۹۵تا ۹۷ هم به یه همراه قدیمی سپرده شد. 

برگردم یخورده عقب تر تا یکمی اروم تر بشم و خیلی چیزا رو توی خودم حل کنم. و بعد دوباره به اینجا نوشتن ادامه بدم....


سالار عقیلی عزیز حتما گوش بدید.


56

چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکی یا دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست...

55

سریال ممنوعه...
فعلا هیچ نظری ندارم!
#قسمت_9

54

مارو هنوز دارن پاگشا میکنن!!!!😆😆😆😆
امشب خونه دایی همسر پاگشا دعوت شدیم👰🤵
برگشتم به روزای اول عروسی....

52

بعد سالها، در حال بافتن!
چقدر هنرها داشتم نمیدونستم خودم

49

فقط کسایی که توی عروسی ما بودن میتونن بگن که چقدر این پسره اونشب شبیه جابر شده بود😅

مثلا زهرا و باباش !



#سینا_مهراد

47

محسن ابراهیم زاده از کی اینجوری جفنگ شد ؟؟🤔

پ.ن
به قول زهرا که یه تیکه داره که من هرجای دنیا باشم یادش بیوفتم روده بر میشم از خنده؛ چجوری میشه که اینجوری میشه؟؟🤔😆😆😆😆

48

امشب باید تنها باشم توی دل شب، بگیرم بخوابم. 
شاید امشب اولین شبی باشه که تنهایی میخواد رخنه کنه توی وجودم، باید بتونم چشمامو بذارم روی همو برقارو خاموش کنم...
من نمیترسم
من نمیترسم
من نمیترسم...
من میتونم
هیچی نیست،
خیلی از ادما تنهان...
خیلی از ادمای این اپارتمان تنهان...
 مثله زهره که اکثراوقات تنهاست زهره ولی ۳۰سالشه، شایدم هیچوقت وقتی به سن من بوده تنها نبوده...
خانوم حکیمی پیرزن تنهای دیوار به دیوارمون، که چندین ساله تنهاست...
 اما نه، اونم تا همین چندسال پیش با مادر پیرش زندگی میکرده، پس توی ۲۰سالگی تنها نبوده...
مریم...که شوهرش همیشه خدا توی این جاده و اون جاده ست. البته اونم ۳۷،۸سالشه خیلی سالی ام‌نیست که شوهرش راننده ست.
تازه دوتا بچه ام داره....
به هرحال... امشبم یه شبه مثله شبای دیگه. میگذره...
پ.ن
همسر فردا میاد، تموم میشه این پیله تنهاییی...
فردا کای کار دارم!

45

کمر اقتصاد خرمالوی خانواره رو شکست...! 😕

46

عکس همسرو گذاشتن توی سایتای کشوری ...!
معروف شدیم رفت!😄

پ.ن
خانه روستای خواهرشوهر در روستا، در حال مگس پرانی!

43

ابهت تصویر زمینه گوشیم گرفتتم اساسی!!! امروز کسی نزدیکم بشه میکوبونم تو صورتش :) 


پ.ن 
چه روزگار غریبیست بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی تمام منی
تمام کن غمو اندوه میان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم نا آگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

42

آپدیت جدید ویندوز 10 رو دیدید یا بگم براتون ؟ ؟؟؟؟؟

41

دلم تنگ شد برای پدرشوهرم....
چقدر همیشه دلگرم کننده ست!

40

38

بعضی از ادما توی زندگی ادم حکم علی توی فیلم کنعان جان رو دارن؛
مینا دانشجوی رشته معماری، علی هم کلاسی مجنون او... علی از دوستان استادی بنام مرتضی، استاد عاشق و شیفته مینا،
مینا عاشق استاد مرتضی دانشگاه،
علی شاهد عقد این دو .... و همراز مینا و مرتضی!
مرتضی و مینا بی خبر از دل شکسته علی
علی شاهد تلخی و شیرینی زندگی این دو بعد از ده سال....!

34

اینکه تو اینجا مریض بشی و همسر اونجا...!😣

33

دیشب این موقعها با سید زهرا بالا پشت بوم خونم، توی دل شب داشتیم چایی داغ میخوردیم و خاطره تعریف میکردیم...
عجب شبی بود !


پ.ن
اولین شبی که باسید زهرا صبح شد..

31

برای خونه جدید خیلی دو دلیم!
تو این یک هفته باید خوب فکرامونو کنیم...
امروزو جون کندم تا بگذره...یکی دوساعت بیشتر به رفتن همسر نمونده!
پیرزن دایمی مسجد که بهم میگه الهه خانوم، امروز شاکی شده که چرا چند وقته نمیای مسجد!؟
تو دلم گفتم چی بگم از دل تنگم....
و بعد با کلی بهونه سرشو گرم کردم.

30

دلم خون شد از بس این شهرو اون شهر رفتی... 😭

#شکایات_و_مکافات_من

28

رفته بودیم خونه جدیدو ببینیم...
از همه مزایاهاش بگذریم و البته معایبش، خونه ای که دیوار به دیوار هیات همسر باشه یه چیز دیگست!!!
محرما دیگه راحت شدیم🤣 اما من هنوز از خونه مامان اینا دورم 😢 و هربار دور تر و دور تر

پ.ن
همسرجان امشب تا یک هفته میره‌ماموریت مشهد 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

27

تنگه غروبی اومده میگه گوشت کوب برقیتو میدی؟؟؟ من مهمونامو راه بندازم😐
من:😒 نه! خودمم تابحال استفاده نکردم !پلمپه😐

ایش،خودم میرم فردا میخرم 😏
من : برو بخر 🙂😒

26

تو این هوا چی میچسبه؟؟ پیتزاااا
کجا؟؟؟؟ نخل طلاااایی 😍
با کی؟ همسرجان😍
۲۲ ۶۶😂

24

این سوپ خوشمزه برای افطار بنده 😉

22

میگه حالا که داریم ازین خونه میریم یادت افتاده اینارو بزنی در و دیوار خونه ؟


+ نگاهش برام جالبه! حالا چندماه مونده به این که ازین خونه بریم ولی توی ذهنش اساس خونه رو توی خونه جدید انگار چیده!! درست مثل من!

21

گفتم بهتون همسر جان سیده؟؟؟؟ (ایموجی قلبی)

بله بله بلاخره مام به ارزومون رسیدیم :) 

از یک وارد کار بهمون اطلاع دادن که همسر جان جز سیدهاست! خب الحمدلله مام زن آقا شدیم :)))))) 

الان چون روزه ام حسش نیست توضیح بدم بعدا میگم 

20

میگه همه مردای جذاب دنیا چاقن! :)))

#شریفی نیا

18

یک شهر دلش رفت که من دل به تو بستم...



+ من آمدم از تو بنویسم که دلم رفت!

17

خودم برای احوالات خودم استوری میذارم....

16

این عزیزای دلو کجا بزنم خدارو خوش بیاد؟؟؟

15

اذوقه راه... 

امروز چقدر خوشتیپ شدم 😎

میروم به خانه پدر! آن هم با شاسی بلند پدر 🤗🚃

12

دوست دارم چشمامو ببندم و یکی برام این کتابو بخونه، برم توی مطبخ خونه و با چشمای بسته درک کنم خط به خط این کتاب زیبارو ...

9

این روزا احساس تسلسل (!!!¿¿¿¿¿) متون در من جاری شده!
حساس شدم به توییتام...
نمیدونم چرا! مدام چکشون میکنم و به این فکر میکنم که اگر فلان بشه چی؟؟؟
دارم راجع به نقد اون بازیگرها و چند فیلم فکر میکنم. و بوی قرمه سبزی خودم که بیهوش میکنه کل اپارتمان رو 😍😍😍

5

زندگیم دلیل بغض من نبود...
تو نمیخندی، تو نمیخندی که گریه میکنم!

3

دل نهادم
به صبوری
که جز این چاره ندانم....
کمی از من:
یک شهر دلش رفت که من دل به تو بستم
من امدم از تو بنویسم که دلم رفت...!