پنجشنبه ۷ آذر ۰۴
من پناه توام، یا تو پناه من؟
که هرشب با لمس دستات روی اجزای صورتم معجزه میکنی...
آخرم محکم دستامو میگیری و خوابت میبره!
دوستت دارم مامان🩵
پ. ن
اومدیم روستا، و منمو هزااار کار نکرده!
ازینجا خوشم نمیاد😮💨

هَــر چِــه هَـسْـت، اَزْ بَـرِکَــت خُـــداسْــت!
من پناه توام، یا تو پناه من؟
که هرشب با لمس دستات روی اجزای صورتم معجزه میکنی...
آخرم محکم دستامو میگیری و خوابت میبره!
دوستت دارم مامان🩵
پ. ن
اومدیم روستا، و منمو هزااار کار نکرده!
ازینجا خوشم نمیاد😮💨

این خونه روشنه
این داستان : آشپزخانه
پ.ن
بعله بعله...
بزنید به افتخار عروس خانم با سلیقه که از اتاق فرمان اشاره میکنن،
از چندین جهت به همراه همسر بسیاااار مهربانشون جرررر خوردن برای منزل جدید
علی الخصوص آشپزخانه پر ماجرا ...
پ.ن دوم
همین یه گله جا برای ما نزدیک 900 میلیون آب خورد..!
اگر این تورم نیست پس چیه لامصب ؟؟؟
پ.ن سوم
بنده برای خرید همین دستگیره های عزیزدل نه تنها تمام ساوه
بلکه تمام شهر قم رو زیر و رو کردم !!!
تا آخر همون مدل و همون برند رو از پاکسرشت قم ( یک مجموعه بسیار های کلاس و معروف واقع در قم ) پیدا کردم !
دیگه شما خودت تا ته ماجرا رو برو که من واسه یه دستگیره چجوری دهنم سرویس شد چه برسه به بقیه وسایل !
پ.ن چهارم
سلیقه م چطوره ؟😜
پ ن پنجم:
اگر راجب مدل کابینت سوال داشتید :
نئوکلاسیک، با 70 متر روکش سوپر مات آنتی فینگر کارگاه
البته که طراحی ش جز به جز سلیقه خودم بوده شما میتونید مدل دیگه ای رو پیاده سازی کنید.
طراحی کابینت بسیااار سلیقه ای هست و هرکسی بسته به احتیاج یه مدل رو میپسنده!

امروز خیلی خسته م...
تاحالا که ساعت 2:23 دقیقه شبه داشتم کارای خونه رو میکردم و باز نیمه کاره موند !
از صبحم خونه آبجی بودیمو مشغول چیدن کابینت ها...
خیلی زیاد کوفته م!
فردام همین روال ادامه داره....اوووف
پنجره اتاق خوابمون رو شب که میشه به جابر میگم جوری تنظیمش کنه که بتونم ماه و ستاره و کل شهرو ببینم ....
از دیدن این صحنه هيچوقت خسته نمیشم .
الان توی این ساعت ماه دقیقا روبروی بالش منه و من آروم آرومم ...
پ.ن
مجددأ با تشکر از پدر عروس خانم بابت خرید پرده های زیبای منزل،
مرسی که هستی پدر✋🏼😂
بزودی تمام تصاویر خونه آپلود میشه 😉

بلاخره عکسهای دردونه مامان آماده شد بعد از بیشتر از یک ماه ...!
یک سالگی ت مبارک
پاره ی تنم...❤️


چشممون روشن،
دلمون روشن
چراغ خونمون روشن... 😍
پ. ن
خدااایــا، خدااایـــا
سلیقه لَرَ با😜

هروز بزرگ و بزرگتر میشی مرد کوچک من...
هزار الله اکبر 🧿😍
دوستت دارم، نبض تپنده رگ هام
پ. ن
مدتی بیان در دسترس نبود، و نبودم
که انگار ظاهرا رفع مشکل شده...



با بردن اسمت، حتی!
قند توی دلم آب میشه...
من اینجوری عاشقتم پسر!
با تو من روبه راه ترینم...
دوستت دارم دردونه، دوستت دارم حبه ی قندم...
پایان 7 ماهگیت مبارک 😍🌹

شازدهکوچولوی 6ماهه من
امروز نهم اسفنده و تو وارد 7 ماهگی شدی.
یک ماه بزرگ تر شدنت مبارکت باشه عزیزدلم...
روزبروز داری بیشتر شبیه من میشی و اینو هیچکی جز من و تو نمیفهمه 😉
چند روزی میشه که داری سیب زمینی و فرنی نوش جونت میکنی
حتی با فدر میوه خوری ت، سیب و موز و اواکادو میخوری و بلند بلند میخندی
گاهی ام همونجوری خوابت میبره و دلم ضعف میره برات!
دوستت دارم زندگی من
دوستت دارم همدم مامان...

ایلیای نازنینم
همه ی وجودم...
حالا تو 5ماه رو از کنار ما بودن پشت سر گذاشتی
و حالا وارد ماه ششم از زندگی ت شدی...
ما این روزا با مریضی تو دست و پنجه نرم میکنیم و به شدت درگیریم!
تو حدودا از ماهگرد 4ماهگیت تا ماهگرد 5ماهگی مریض بودی.
امشب بابایی رفت ماموریت و ما برای حدودا یک هفته به خونه مامان جونت اومديم
و من تازه فرصتی پیدا کردم و میخوام عکسی که روز ماهگردت یعنی نهم هرماه میگیرم
رو میخوام اینجا برات به یادگار بذارم
دردونه ی شیرین من...
دوستت دارم مرد کوچک من ❤️

